من میخوام سوسک باشم!
الان ما شبیه یه داستان دیستوپیایی هستیم برای باقی ایرانیایی که خارجن. خصوصا وقتی اینترنت و تلفن و همه چی قطع میشه و دیگه هیچ ارتباطی بامون ندارن، یه جوریه انگار همش یه خواب بوده، انگار واقعی نبوده. ولی خب هیچکی مث خودمون نمیفهمه چقد واقعی هستیم، با همه ی درد و رنج هایی که کشیدیم. دیدید وقتی میخوان ببینن خوابن یا نه تو داستانا مثلا لپشونو میکشن یا نیشگون میگیرن که ببینن اگر درد داره یعنی بیدارن؟ همون. و در بدترین شرایطیم و هیچ شعاری هم کمکمون نمیکنه. داستان ها دروغ و تخیل هایی هستن که وقعی شرایط در واقعیت سخت میشه، بهشون متوسل میشیم تا از واقعیت فرار کنیم یا تهش یه موقعیت رو توی شرایط سخت با اونا استعاری تر توصیف کنیم که صرفا مدرکی باشه که اون چیزا بودن. ولی خب اینم هست که داستان و واقعیت میتونن با هم مخلوط شن. یعنی اگر سعی کنیم اون داستان رو بیاریم تو واقعیت و جزوی از واقعیت کنیمش چی؟ اگر انقلابیش کنیم چی؟ اگر سعی کنیم لباس سوسک ها رو بپوشیم که شاید بخاطر قرن ها نخواستنی بودن و اذیت شدن، یاد گرفتن پوستشونو کلفت کنن تا زنده بمونن و دیگه از حاصل انرژی نوترون هایی که قرار بود بی طرف و خنثی باشن، ولی با دستکاری آدمیزاد باعث نسل کشی شدن، DNA شون به گا نره و پوستشون نسوزه چی؟ خیلی بامزس که رادیو اکتیو نور و گرماش کاملا از خودشه و نه خورشید، انگار که اونم انقلاب کرده و زندگی خودشو برای خودش ساخته، ولی ما در برابرش ضعیفیم. و اینکه بده یا خوب رو فقط بر اساس آسیبش به ما میگیم یا دستکاری آدمیزاد توش، وگرنه نمیشه مستقیم گفت چیه از لحاظ طبیعی، مث سوسک ها. همش میگیم کثیف و چندش و زشتن. ولی انگار این وسط سوسک ها برعکس ما انسان ها بلد شدن چجوری زندگی خودشونو بسازن و در برابر همه چی تاب بیارن و انقلاب کنن، حتی اگر نور ندن. حتی اگر انسان ها فکر کنن کثیف و چندش و بدردنخورن، ولی اونا چیزایی رو میخورن و کارایی رو میکنن که بقیه نمیتونن کنن و زندگی منحصر به فرد و جالب خودشونو دارن و نمیذارن انسان ها تو زندگی شون دخالت کنن. و شاید همیشه سعی کردن چیزایی که برای بقیه نخواستنیه رو بردارن و هیچی رو تنها نذارن و ول نکنن، برای همین خودشونم نخواستنی و زشت حساب شدن. بهرحال میگن چیزای مرده رو برمیدارن و باز بازیافت میکنن و خاک رو بهتر میکنن، حتی میشه آنتی بیوتیک باشون ساخت و درمان کلی از بیماری هان. تازه میرن بالای زنجیره غذایی و از انسان ها سواستفاده میکنن و براشون مث اجاق گازی چیزین که غذای مورد علاقه ی اونا رو میسازه، پی پییی :)))). پس لازم نیست همه مثل هم باشن یا سیستم مشابه داشته باشن، لازمه که چیزا رو همونجور که هست دید و هی نگیم این بده و اون چندشه، اخه عمدی که کار بدی که نکردن، ج.ا که نیستن. پس سوسک بودن خوبه. من دوس دارم سوسک باشم و در برابر ج.ا پوست کلفت باشم و داستان رو به واقعیت گره بزنم و وضعیت رو تغییر بدم.

