انقلاب ببعی تنها

انقلاب ببعی تنها

حالا با پشمام میخوام کلی چیز بسازم🗿

طبقه بندی موضوعی

آخرین مطالب

کتاب هاتون رو بندازید دور! بیاید بازی کنیم!

دوشنبه, ۳۰ دی ۱۴۰۴، ۰۶:۱۳ ق.ظ

من اخیرا داشتم فکر میکردم که انسان اصولا اینجوری نیس که با کتاب و آموزش و تجربه جمعی و کردن یه سری الگو تو حلقش و تنبیه و کتک و ترس و الهام و هیجان بخاطر یه شرایط معنادار براش و اینا بتونه چیزی رو یاد بگیره و اجرا کنه. ما یه حجم زیادی از اطلاعات رو میکنیم تو حلق کسی و معلومه که نمیتونن پالایشش کنن، در بهترین حالت ممکنه یا صرفا یه توانایی برا یه چیز خاص رو داشته باشن و نه همه چی رو، یا تقلیدشون میکنن فقط یا حفظشون یا از روی هیجان واکنش میدن (چه ترس و حفظ جون، چه خشم و خراب کردن چیزی، چه حس کنه باید اون چیزو بپرسته و پیروش باشه رندوم و چیزای اینجوری.) به تاریخ و دور و برمون و حتی شخص خودمون توجه کنیم، این واقعا به چشم میاد.

پس فکر کردم باید چیکار کرد؟ جوابی که بهش رسیدم اینه که باید انسان توی چالش قرار بگیره و نه یه چالشی که باز انقد سنگین باشه که بخواد از روی هیجان و میل به بقا و هرچی کاری کنه، یه چالشی که مث بازی باشه، یه چالش دوست داشتنی. و اینم مهمه که انسان به عنوان یک فرد بهش توجه شه، نه یک توده. توی مدرسه و خانواده و سر کار و جامعه و همه جا، انسان ها فقط توده ان. کسی براش مهم نیس یک فرد چه سرگذشت و شالوده ای داشته و چجوری بهتره باش برخورد شه تا بتونه به چیزی بهتر فکر کنه و سبک سنگینش کنه و ازش یاد بگیره. البته که کار سختی هم هست و زمان بر. معلومه که کار اسون تر و برده سازتر بیشتر مورد علاقه ی بقیه اس تا به خود شخص توجه کنن، ولی اخیرا فکرم خیلی درگیرش شده و دوس دارم لااقل من در برخوردم با آدما از جمله خودم، سعی کنم بازی ساز باشم تا بتونم برا خودم و بقیه چالش هایی ایجاد کنم که زندگی بخش باشه برامون

۰۴/۱۰/۳۰ موافقین ۱ مخالفین ۰
~ فو فا نو ~

نظرات  (۱)

۳۰ دی ۰۴ ، ۰۷:۲۸ احسان چهری
خیلی جالب توده رو تعریف کردی :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی