يكشنبه, ۲۹ دی ۱۴۰۴، ۰۹:۴۱ ب.ظ
۰۴/۱۰/۲۹
۱
۰
~ فو فا نو ~
پاسخ:
آقا من یه بلو گرل از جیم یادمه که فکر کنم دقیقا صحبت خرید کتاب رو کردیم با هم جدی انگار، یادم نیس سر چی بود که گفتیم کتاب بخریم البته، شاید تولد بوده که گفتیم مثلا برا هم هدیه بگیریم شاد شیم :)))) ولی فکر کنم نخریدیم به طور واقعی تهش🤔
اما خیلی بامزه بود :))))))) ولی حیف خیلی کم حرف زدیم. خاطره ی اصلی مشترکمون همین جریان کتابس فکر کنم فقط.
پاسخ:
ای وای چه خوشحال شدم جدی برات خریدم پس😭😭😭 چقد ناز. خوشحالم اینجوری تو ذهنت موندم. حتی اگر زیاد حرف نزدیم، خیلی خاطره ی ارزشمندیه این.
من یه کتاب هستی داشتم هی یادم نبود چرا دارمش. ناراحت شدم یادم رفته بود😭😭😭
پاسخ:
واقعا ترسناکه و نیاز به تلاش زیاد داره. عجیب اینه که من کل عمرم با این اختلال کارکردی داشتم دست و پنجه نرم میکردم و تازه این روزا بهتر شدم :)) تازه دارم خودم رو جزوی از دنیا میدونم و براش تلاش میکنم.
+ بله :)) دارم سعیمو میکنم نور باشم به سهم خودم
و پشماااام
باورمممم نمیشهههههههه
وااااااااای خود خودشیییی!