• .

°

• .

°

• .

اینجا یک Magician زندگی میکند وچیزهایی که با چشم دیده نمی شوند را مینویسد تا قابل دیدن شوند!

طبقه بندی موضوعی
پیوندهای روزانه

از زندگی می ترسید، از مرگ نه

سه شنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۷، ۰۵:۴۸ ق.ظ
وات د شت؟ :/ همینو سرچ گوگل کردم ببینم کسی قبل من گفته؟ بعد خوردم به نقل قولای صادق هدایت. دیدم متنی گفته در باب دوست بودنش با مرگ. یادم اومد من در باب دوس بودنم با مرگ تو 14 سالگی شعر نوشته بودم :| :))
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۱۵
~ فو فا نو ~

نظرات (۵)

من مرگ برای خیلی جذابه دوست دارم زندگی جدیدی که قراره تو دنیای دیگه ایو شعر کنم زودتر اتفاق بیوفته..چون حس میکنم قراره داخل زندگی بعدیم یه موسیقی فرانسوی اصیل باشم..واسه همین ازمرگ واهمه ای ندارم وسعی میکنم بازندگی کناربیام تابخوام بترسم ازش.
پاسخ:
اخی :) منم اصولا دوس داشتم زودتر بیاد ولی الان فعلا زمان میخوام. اسمتم میدونی چیه یا یه موسیقی بی نامی؟ ناشناخته بودنش هم رو اعصابه هم جذابیتی داره که برا هر کی متفاوته نماش.
هممم منم اصولا کنار میام و همیشه چیزی برای زندگی کردنم حتی دارم، پیدا میکنم یا میسازم انگار. ولی بازم میترسم. فک کنم میترسم چون به قول اون اهنگه چیزی برای محافظت کردن دارم همیشه ک میخوام حتما حتما اون موقع مطابق میلم شه و به جهان بینیم اسیب نزنه.  خیلی استرس میده بم یه وقتایی و دهن بدنمو سرویس میکنه با استرسا :|  شاید چون جایی از ذهنم فک میکنم شناخته شدس برام که تصمیم میگیرم حتما فلان میشه و  مضطرب میشم. همم در کل پس انسان از چیزی میترسه که فک میکنه بده تهش انگار. که شایدم نباشه. البته بدیهیه :دی ولی اینجوری که میگم یه حس دیگه ای داره و ادم همیشه هم بدیهیات رو یادش نیست پس دوس داشتم بگم و بمونه :دی 
ظاهرا هدایت تو همون حوالی سن و سال 14 سالگی یه روزنامه دیواری برای مدرسه شون مینویسه به نام «ندای اموات»! که گمون کنم جایزه هم میگیره.
پاسخ:
جالبه! اسمش باحال بوده. یکم مو سیخ کنه. کلا همش تو مرگ بوده و مردگی میکرده ب نظر از اولشم.
منظور از روزنامه دیواری همون مقواس که توشم مطلب کپی پیست میکردیم ماها؟ :)) یا روزنامه ای که به دیوار میزدن؟ خلاصه که وای :)))) اینو گفتی یادم اومد دبستانی بودم روزنامه دیواری ساخته بودم برا اولین بار و کلی ذوق داشتم توش جک بنویسم مث بقیه و نوشتم. یادم نی برا محرم بود یا صرفا اتفاقی همزمان شده بود. خلاصه یه پارچه سیاه رو جکه زدن و دهنمم سرویس کردن :)) جکشم مربوط ب شعر خوشگلا باید برقصن اندی بود =)) ینی ما کی بودیم این کی بود با روزنامه دیواری :)) 
آره همون رو میگن روزنامه دیواری :-))))) به نظر من که تو چندین مرتبه در سورئالیسم از هدایت پیشی گرفتی با حرکتت:دی
پاسخ:
:))))) بذار گند سورئالو دربیارم و بگم اره داداش! اصلش چون من پیشی شو ازش گرفتم خودکشی کرد. گربه اش مث جونش بود چون :/ :دی
a new sadegh hedayat will rise ~~
پاسخ:
 دازای رو ترجیح میدم. ورژن ولگرد انیمه ایش D: اونم با مرگ دوس بودا :دی
او اره اونم هست . اصن یادش نبودم D:
تازه اون شاد و سرخوشم بود در کنار مرگ دوستیش D:
پاسخ:
هوم هوم *~* 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی